انوری ابیوردی شاعر نامبردار قرن ششم قمری بیگمان از چکاد نشینان شعر مدیح پارسیست. خوب شاید بگویید که این بالانشینی جایگاه چندانی در نظرگاه انسان معاصر برای او رقم نخواهد زد و حق هم شما راست٬ اما با نگاهی به دیوان او شعر هایی نیز می یابیم که به راستی در انها حق شعر را به جا آورده است و داد سخن را نیز داده است .
قصیده "بر سمرقند اگر بگذری ای باد سحر" از این دست شعر های اوست که به اعتقاد بسیاری باعث بقای نام انوری در تاریخ ادب پارسی گردیده است .انوری در این قصیده مظالمی را که بر مردمش به سبب بیرسمی ها و نامردمی های ترکان غز می رفته است اندکی به تصویر کشیده است و از خاقان سمرقند برای رفع این ها استمداد جسته است.
وضعیت امروز هرات نیز دست کمی از روزگار حمله غز ها بر خراسان بزرگ ندارد.شاید امروز اگر انوری می بود و از بخت بد مجبور به سکونت در هرات می شد شاید از دست جور و جفاهای ترور٬آدم ربایی٬دزدی ٬ارتشا٬ و ...رایج در روزگار کنونی هرات قصیده یی برای دلش می سرود .(تصادف را ببینید که درین روزگار هم هرات انوری یی دارد که خوب البته حکایتش مجزاست و درست نقطه مقابل انوری مرحوم من و شماست)بله همان طور که گفتم نه به منظور کمک طلبیدن بل می سرود تا اندکی از دردهایش را آرامشی بخشد چه این همه درد ها را واقعا کشیدنش یکجا و به تنهایی خیلی دشوار است!!!
بخش هایی از این قصیده زیبا و در عین حال دردناک را در ادامه بخوانید پیشنهاد می کنم به جای سمرقند در ذهنتان هریوا بگذارید و به جای خاقان ...