من دیوانه‌ام او را


استقبال و نظیره‌گویی یکی از علاقه‌مندی‌های شاعران ما بوده است. نورالدین عبدالرحمان جامی(د. 898ق.) را غزلی است با مطلع:

معلم گو مده تعلیم بیداد آن پری رو را     که جز خوی نکو لایق نباشد روی نیکو را

اینک چند شاعر دیگر و مطلع‌های غزل‌هایشان که به استقبال این غزل رفته‌اند.

بساطی:

به زنجیر از چه می‌دارد رقیب آن سرو دلجو را     مرا زنجیر می‌باید که من دیوانه‌ام او را

آهی:

سگش را یار خواندم زد گره از چشم ابرو را     من مسکین چه دانم آدمی پنداشتم او را

حیرتی:

مه من شام عید از گوشه‌ای ننمود ابرو را     فلک چندین چراغ افروخت تا پیدا کند او را

میرهادی مشهدی:

به آب زر نشانی هست تیغ آن جفاجو را     که خون هر که را ریزد نپرسد هیچ کس او را

قاسم کاهی:

مصور تا به صورت کرد نسبت آن پری رو را     نمی‌خواهم که بر دیوار بینم صورت او را

سلطان محمد فخری:

درون دیده خواهم جا، سگان آن پری رو را     که من بسیار به می‌دانم از مردم سگ او را

نهانی شیرازی:

شدم دیوانه تا در خواب دیدم آن پری رو را     چه باشد حال اگر بیند به بیداری کسی او را

صدای دروازه بهشت

سلطان ولد روایت می‌کند که روزی از حضرت پدرم پرسیدند در نغمه رباب چه شگفتی‌هاست؟ مولانا فرمود: ما از آن آواز دروازه بهشت را می‌شنویم.

سید شرف‌الدین گفت: ما نیز این صدا را می‌شنویم، چرا گرم نمی‌گردیم و به شور نمی‌آییم؟ مولانا گفت: آنچه ما می‌شنویم صدای باز شدن آن است و آنچه تو می‌شنوی آواز بسته شدن آن.

هوالغفور ز جوش شراب می‌شنوم

صدای باب بهشت از رباب می‌شنوم


تفاوت است میان شنیدن من و تو

تو بستن در و من فتح باب می‌شنوم

                                            (صائب تبریزی)

با آرزوی گشادگی این دروازه به روی ما و روح استاد محمد رحیم خوشنواز، او که همه عمر رباب نواخت و چندی پیش از میان ما رفت. ایدون باد

پژوهش‌زدگی

یکی از مشکلات پژوهش‌های ما این طرفی‌ها شیفتگی بیش از حد به قلمرو کاری ماست. درست است که به سوی پژوهش باید به علاقه رفت و به شوق نگریست تا دستاوردی تواند داشته باشد اما این هرگز به معنی آن نخواهد بود که جایگاه حقیقی تحقیق خویش را نشناسیم چه تحقیق به معنی به حقیقت رسیدن است اما افسوس ...

 مثالی عرض می‌کنم مدتی پیش در پی پرسشی که در ذهن خارخاری داشت به سراغ برخی آثار ملا حسین واعظ کاشفی(د. 910ق.) مفسر و منشی پرکار قرن نهم رفتم. هر چند پیش از این توجه، این نویسنده، یا بهتر است واعظ بخوانیمش نام بلند و جایگاهی بالا در چشم من از طریق نوشته‌های دیگران نداشت اما هنوز تردید داشتم با خواندن برخی از آثارش این دیدگاه برای من اندکی تثبیت شد. از مطلبم دور افتادم، مراد این بود که با مراجعه به هر اثر این واعظ، مصحح اثر، آن نوشته ملا حسین واعظ را برترین اثر او و یا بهترین اثر در گستره موضوعی آن قلمداد کرده بود در حالی که کلا و حاشا اگر چنین بود و باشد. ملا حسین مثالی بیش نبود حقیقت این است که بسیاری از آثار پژوهشی ما به این درد مبتلا هستند.

در اندیشه‌ی صلح یا در فکر ...

تصویر برگرفته از وبلاگ استقلال و آزادی

کَلَف یا کُلَف؟

این اواخر صد رباعی زیبا از بیدل با عنوان مرقع صد رنگ از سوی استاد گرامی محمد کاظم کاظمی و نشر سپیده باوران در مشهد روانه بازار کتاب شده است.
جناب کاظمی جز گزینش این مجموعه، شرح و توضیحاتی بر این رباعی‌ها آورده‌اند. تقریبا به همان سبک گزیده غزلیات بیدل ایشان با این تفاوت که در گزیده رباعیات به همه رباعیات لزوما پرداخته شده است. کار، کار پخته و شسته‌ای هست هم به لحاظ صورت و نیز به خاطر محتوای اثر. معیارهای کتاب‌آرایی به غایت در این اثر رعایت شده و در روزگاری که در بسیاری از آثار در هر صفحه‌ای می‌توان اشتباهاتی مطبعی پیدا کرد من در کل اثر فقط یک مورد اشتباهی این چنین دیدم که جای تقدیر دارد.
با این همه موافق برخی از شرح و توضیحات برای گروهی از رباعیات نیستم و البته این به معنی رد و نفی دیدگاه شارح نیست. چرا که شعر بیدل دارای وجوه گوناگون است و هر کس را توان درک و فهم همه وجوه نیست. به نظر می‌رسد در بعضی از رباعی‌ها گره کور رباعی باز نشده و از کنار آن به آهستگی و بعضا به شتاب گذر شده است. من آخرین رباعی کتاب را که البته آخرین رباعی کتاب زندگی بیدل نیز هست به همراه شرح آن می‌آورم و در ادامه خود به آن می‌پردازم:
بیدل! کَلَف سیاه‌پوشی نشوی
 تشویش گلوی نوحه‌ کوشی نشوی
 در خاک بمیر و همچنان رو بر باد
 مرگت سبک است، بار دوشی نشوی
 این شاید واپسین رباعی بیدل باشد، چون آن را پس از مرگ، در بسترش یافتند، در کاغذی که در آن غزلی هم نگاشته شده بود با این مطلع:
به شبنمی صبحِ این گلستان نشاند جوش غبارخود را
عرق چو سیلاب از جبین رفت و ما نکردیم کار خود را          (ص 35)
رباعی بسیار عاطفی است و در عین حال حماسی و استغناآمیز. شاعر ما حتی دوست نمی‌دارد که جنازه‌اش هم بارِ دوشِ کسی باشد. اما شاید شما ندانید که چنان که ابوالمعانی در این رباعی آرزو کرده است، مزارش اکنون ناپیداست. گویا او تنها شاعر نامدار ماست که نمی‌توان شمعی بر مزارش افروخت و فقط می‌توان صدای او را از آن سوی اعصار و قرون شنید که
این هفت پرده، پرده‌ای از ساز بیدل است
 بر هر چه گوش می‌نهی آواز بیدل است


 همان گونه که ملاحظه می‌کنید گره این رباعی در مصراع نخست آن نهفته است، همان مصراعی که شارح به آن نپرداخته است. از توضیحات نیز مطلب خاصی که کمک به فهم و درک رباعی کند دستگیر خواننده نمی‌شود. نظیر بحث ناپیدابودن آرامگاه.
 البته مصراع نخست و کانون مشکلات آن واژه (کلف) مشکول(نشانه‌گذاری) شده، و این نشان از آن دارد که شارح قرائت خاصی و معنی خاصی برای این واژه در نظر داشته‌ است. با آن که در این خصوص ایشان چیزی ننوشته‌اند ولی می‌توان اندک گفتگویی در این خصوص داشت. بنده گمان می‌کنم که این واژه می باید کُلَف باشد به معنی جمع کلفت (آزار و اذیت)و به این ترتیب معنی مصراع درست از کار در می‌آید و با مصاریع دیگر نیز متناسب. یعنی:
بیدل! اسباب زحمت عزاداری(یای نکره) نشوی(سیاه‌پوش=عزادار)
بکوش که باعث آزار گلوی نوحه‌خوانی نشوی
 در خاک بمیر و بر دوش باد همراه شو(به نظرم می‌رسد که باز مرادش این است که بر خاک و نه دریا بمیر که اسباب زحمتی برای دوستان نشوی) والله اعلم
 و سرانجام این که مرگ راحت و آسوده‌ای داری و خوار بالین و باعث آزار اطرافیان نشوی و نیز شاید اشاره‌ای به پس از مرگ و عدم تشییع جنازه بیدل در این مصراع شده است چون چنانچه می‌دانیم بیدل نه منت مردم از این حیث کشید و نه باد را، چون او در خانه‌اش همان جایی که از دنیا رفت به خاک سپرده شد.

هرات در عهد تیموریان

هرات در عهد تیموریان عنوان کتابی است که به تازگی وارد بازار نشر در مشهد شده است. این کتاب که در قطع وزیری و 288 صفحه تدوین شده، حاصل سالها تلاش نویسنده آن؛ دکتر سید حسین مجتبوی پژوهشگر تاریخ و استاد دانشگاه آزاد نیشابور می‌باشد.
کتاب شامل پنج بخش است: 1- جغرافیای هرات و ویژگیهای آن 2- تاریخ هرات 3- سازمان اداری و مالی تیموریان در هرات 4- وضعیت فرهنگی و هنری هرات در دوره تیموری و 5- هرات نگین خراسان که نوشته‌ای است پیرامون وضعیت امروز هرات. هر بخش(جز بخش 5) نیز به نوبه خویش به فصلهای گوناگونی تقسیم شده است.
مؤلف برای نوشتن این اثر از حدود 300 منبع فارسی دری، عربی و انگلیسی سود جسته است. این کتاب از سوی دانشگاه آزاد اسلامی واحد نیشابور و با قیمت 5800 تومان به بازار عرضه شده است. بخش پنجم این کتاب را بنده مرتکب شده ام.
در مشهد کتابفروشی هیواد و امام و در هرات کتابفروشی احراری عرضه‌کننده این کتاب هستند.