بنیادگذار دانشگاه در شهر مدرسه‌ها

جلال‌الدین صدیقی در ماه جوزای سال 1317ش در شهر هرات به دنیا آمد. در سال 1344 از دانشکده ادبیات دانشگاه کابل فارغ‌التحصیل و سپس در کدر علمی آن دانشکده جذب شد. در ادامه تحصیلات، یکی از دو گواهی فوق‌لیسانس خویش را او در رشته ژورنالیزم از دانشگاه عثمانیه هندوستان به دست آورد و بعدها در ایران و دانشگاه تهران، دیگر فوق‌لیسانس و همچنین دکترای خویش را در رشته تاریخ به سالهای 1353 و 1358 گرفت.

روانشاد صدیقی علاقه‌مندی زیادی به زادگاه خویش هرات داشت. در همین راستا در سال 1367 موفق به بنیاد‌گذاری دانشگاه در این شهر شد و در ادامه این هرات‌دوستیها در سال 1368 انجمن فرهنگ هرات باستان را به همراه عده‌ای از دانشمندان هراتی در کابل پایه گذاشت. این انجمن فصلنامه‌ای با نام «هری» منتشر می‌کرد که نشریه‌ای غنی به لحاظ محتوا در زمان خود محسوب می‌شد. دکتر صدیقی  به تاریخ 30 سرطان 1375 در آلمان از دنیا رفت. از ایشان کتب و مقالات زیادی به زبانهای مختلف، یادگار مانده است از آن جمله:

1. تاريخ تمدن اسلام 2. افغانستان در دایرة المعارف تاجیک 3. با سرزمين نورستان آشنا شويد 4. تاجيک و تاجيکان 5. افغانستان در قرن بيستم.

به بهانه 72مین سالگشت زادماه این مورخ کشور روان او را شاد می‌خواهیم.

یک روایت؛ سه زبان

محمد‌رضا شفیعی‌کدکنی:

در روزهای آخر اسفند

کوچ بنفشه هاي مهاجر
زيباست

در نيم‌روز ِ روشن ِاسفند
وقتي بنفشه‌ها را از سايه‌هاي سرد
در اطلس شميم بهاران
با خاک و ريشه
-
ميهن سيارشان-
در جعبه‌هاي کوچک چوبي
در گوشه خيابان مي‌آورند

جوي هزار زمزمه در من
مي‌جوشد
اي کاش...
اي کاش آدمي وطنش را
مثل بنفشه‌ها

در جعبه هاي خاک
يک روز مي‌توانست
همراه ِ خويشتن ببرد هر کجا که خواست
در روشناي باران
در آفتاب پاک

قنبرعلی تابش:

آدمی پرنده نيست‌

تا به هر کران که پرکشد، برای او وطن شود

سرنوشت برگ دارد آدمی‌

برگ‌، وقتی از بلند شاخه‌اش جدا شود،

پايمال عابران کوچه‌ها شود

روح الامین امینی:

درخت‌ها چه قشنگ و چه ساده می‌میرند

درخت‌ها همگی ایستاده می‌میرند

درخت‌ها به وطن، سخت سخت پابندند

درخت‌ها به همان جا که زاده می‌میرند

دو نکته

1. جایی در متون، به نام  آشنای یکی از نقاشان مطرح قرن نهم هرات برخوردم که این شخص مورد حمایت میرعلیشیر نوایی و سلطان حسین بایقرا بوده است. نام این نقاش زبردست باباحاجی است. گمان می‌کنم شاید این شخص  ارتباطی با محله‌ای که با همین نام در شمال‌غرب هرات(خیابان قدیمه) موجود است، داشته باشد.  می‌گویند در این محله آرامگاهی منسوب به باباحاجی وجود دارد که زیارتگاه  است. ممکن است که این منطقه زادگاه و اقامتگاه و بعدا مدفن این نقاش مطرح در گذشته بوده است. تا جایی که بنده با منابع این دوره سر و کار دارم عارف یا صوفی‌ای با این نام در هرات ندیده‌ام. اگر این باباحاجی همان باباحاجی نقاش باشد گمان نکنم کسی امروز از باباحاجی نشینان از زندگی و آثار این نقاش اطلاعی داشته باشد و شاید اگر اطلاع یابند که این مرحوم نقاش بوده و نه صوفی شاید که  ...
اما اگر آگاه باشند، این باید قدرشناسی هراتی‌ها نسبت به هنرمندان تعبیر شود.

2. یکی از مدل‌های لباس محلی در هرات که اکنون مرسوم است، یخن قاسمی نام دارد. در فتوت‌نامه سلطانی واعظ کاشفی در بیان لباس‌های صوفیان و فتیان، از این لباس یاد شده و پس از تعریف آن به وجه تسمیه این لباس پرداخته شده است. کاشفی چنین نوشته که این جامه از حضرت شهید کربلا مانده که چون برادرزاده و داماد خود امام قاسم بن الحسن را به میدان می‌فرستاد گریبان جبه او چاک زد. و این صورت از آن وقت در پرده غیب مانده بود تا این که در زمان شاه قاسم انوار چون خواست لباسی اختیار کند از روحانیت امام قاسم شهید این معنی برایشان فایض شد تا گریبان جبه را چاک زدند. و این را قاسمی خوانند هم نسبت به امام قاسم و هم نسبت به شاه قاسم.

خلیلی یا اقبال؟

یکی از خوبی‌های دانشکده و دانشگاه ما این هست که در آن کتاب‌خانه فرهیختگانی چون احمد گلچین معانی، غلامحسین یوسفی، رکن‌الدین همایون فرخ، کاظم مدیرشانه‌چی و ... نگهداری می‌شود. کتاب‌هایی که بیشتر آن‌ها توسط مولفان اهدا شده که یادداشتی کوچک اما پر از مهر بر یکی از صفحات آغازین کتاب یاد و خاطره آن محبت‌ها و صمیمیت‌هاست. از طرفی یادداشت‌های کسانی مثل گلچین معانی و همایون فرخ بر حواشی صفحات کتاب نیز بسیار ارزشمند است.(دکتر غلامحسین یوسفی از حاشیه نوشتن به کتاب خوشش نمی‌آمده و شاگردانش را نیز به شدت از این کار نهی می‌کرده است).

باری امروز سر در کتب گلچین معانی داشتم که ناگاه یک کتاب کوچک و کم قطر از استاد خلیل‌الله خلیلی به دستم افتاد. کتاب حاوی چند ده رباعی استاد به همراه مجموعه سخنرانی‌ها و سروده‌های استاد و میزبانان ایشان در سفری که در 1336خورشیدی به ایران داشتند، بود. این مجموعه به کوشش شخصی به نام امیدوار هراتی به نشر رسیده بود.

در صفحه گمان می‌کنم دوم کتاب بود که استاد خلیلی با دستخط زیبای خویش و نثری زیباتر در دو سه سطر کتاب را به گلچین معانی تقدیم کرده بودند.

درست کمی پایینتر یادداشتی با قلم گلچین معانی به چشم می‌خورد که از مرگ استاد خلیلی به نقل از رادیو بی‌بی‌سی در شامگاه 14 اردیبهشت 1366 خورشیدی با درد و دریغ یاد کرده بود. و کمی پایینتر از این یادداشت دوباره یادداشتی از گلچین و این بار خبر مرگ استاد از قلم عارف نوشاهی و به نقل از مجله آینده. یادداشت‌ها به گمان من نشانگر محبت زیاد میان این دو فرهیخته بود.

این یادداشت‌ها مرا لحظاتی از خود برد. حس عجیبی به من دست داده بود اما به یکباره متوجه شدم که امروز از اتفاق نیز 14 ثور یا اردیبهشت است و سالروز درگذشت استاد خلیلی. و چه راحت من که نفهمیدم هیچ که دولت و ملت ما نیز آگاه نشدند.

خلیلی به اعتقاد بسیاری از پژوهشگران، اشعر شعرای افغانستان است و این گونه از کنار او گذشتن چیزی جز ستم به فرهنگ و ادبیات کشور تعبیر نخواهد شد. آفای رهین اگر برای اقبال1 مجلس یادبود نگیرد ضمن آن که هیچ کسی از ایشان گلایه نخواهد کرد هستند نهادهایی چون اقبال اکادمی و مرکز تحقیقات فارسی ایران و پاکستان و ... که غم اقبال را بخورند. تنها خلیلی و امثالهم هستند که در این کشور بیکس مانده‌اند.

یادداشت:

چند روز پیش در کابل به یادبود علامه اقبال لاهوری همایشی برگزار شده است.

غوغای چه زیباست پارسی در میان پارسی‌زبانان

دوستی گرامی، آهنگی برایم فرستاد با شعری آشنا شعری که من بسیار دوستش دارم و همینجا در همین وبلاگ یکبار آن را برای خوانندگان این صفحه پیش از این نقل کردم. بله  «چه زیباست پارسی» همان چامه زیبا و مشهور زنده‌یاد قهار عاصی.

این آهنگ که چندی پیش به همت صدیق شباب آوازخوان جوان کشور مقیم آلمان ساخته شده است در پهلوی آرامشی که می‌بخشد، نشاندهنده رویکردی جدید در میان برخی از  آوازخوانان جوان ماست.

در میان آوازخوانان  در این دوره متاخر موسیقی افغانستان تا آنجا که به یاد من می آید داشتیم کسانی مانند فرهاد دریا، وحید قاسمی و داوود سرخوش و ... که از حیدری وجودی، عاصی و سمیع حامد و قنبر علی تابش شعر می‌گزیدند. در این سال‌ها تقریبا از این دست گزینش‌ها کمتر داشتیم تا اینکه چندی پیش وحید قاسمی شعر شطرنج محمد کاظم کاظمی را خواند و اکنون هم که آهنگ زیبای چه زیباست پارسی عاصی.

صد بار که دفتر شعر عاصی در میان پارسی‌زبانان چاپ شود و یکبار کاری از این دست ؛به نظر من ارزش این دومین به ویژه در میان عوام بیشتر است. قرار شنیدن این آهنگ با استقبال دور از انتظار پارسی‌زبانان دنیا روبرو شده است.

این را به فال نیک می‌گیریم و تداومش را آرزو می‌کنیم.