نقد و بررسی ادبیات کودک در افغانستان

گفته بودم که نقدی پیرامون ادبیات کودک در افغانستان می نویسم، اینک در دو بخش این نوشته تقدیم شما می شود.

بخش نخست:

نقد و بررسی ادبیات کودک در افغانستان


ادبیات کودک به نسبت دیگر شاخه های ادبیات، جوان و نورسته است، این رشته، مولود رشد و توسعه جوامع بشری است. پس از آن که در سده هفدهم در اروپا آثاری به میان آمد که مخاطب این آثار، کودکان بود. آهسته آهسته ادبیات کودک شکل گرفت و در نیمه های سده هجدهم(۱۷۶۲م) نخستین بار ژان ژاک روسو(۱۷۱۲-۱۷۷۸م.) اصطلاح ادبیات کودک را مطرح کرد و در پی آن انتشار آثار ادبی برای کودکان فزونی گرفت. در سده نوزدهم نویسنده شهیر دنمارکی، هانس کرستن اندرسن(۱۸۰۵-۱۸۷۵م.) با نشر آثار زیادی در این زمینه، پدر ادبیات کودک لقب گرفت و توجه به کودک و نیازمندی های او همچنان سیر صعودی داشت تا این که سده بیستم، سده کودک نامیده شد.
ادامه نوشته

نویسنده و تقریظ نویس

نه این سنت تقریظ نویسی بخوانید ستایش نامه نویسی ما را رها کردنی نیست. برخی گمان می کنند کتاب هر چه تقریظ بیشتر داشته باشد ارزشش بیشتر می شود. نوشته هایی که جز توصیف و مدح نویسنده و اثر غالبا نکته مفیدی را در بر ندارند و هزینه یی را بی جهت بر دوش خواننده بار می کنند. گاهی به نظر می رسد که این تقریظ نویسان گرامی اثر را به درستی نخوانده اند و صرف خواسته نویسنده را اجابت کرده اند. چرا که اگر کتاب را خوب خوانده باشی هرگز نوشته ای که پیرامون آن خامه زده ای را از یاد نخواهی برد.

 چند روز پیش به کتابی ضرورت افتاد، تلفن نویسنده را به دشواری یافتم و شیوه بدست آوردن کتاب را از ایشان جویا شدم. نویسنده پس از اظهار تاسف از بابت در دسترس نبودن کتاب، تقریظ نویس کتاب را به من معرفی کرد تا شاید از طریق ایشان کتاب را بتوانم بدست آورم و چون با جناب تقریظ نویس تماس برقرار شد ایشان از بیخ منکر نگارش تقریظ بر این کتاب شدند و من مانده بودم که حرف نویسنده را بپذیرم یا جناب تقریظ نویس.