انتشار خاطرات مولانا خسته

خال محمد خسته(درگذشت۱۳۵۲ خورشیدی) با آن که عمرش را در راه شناساندن بیدل گذاشت، و در این راه موفق نیز بود، خودش چندان شناسا نیست.

 او کلیات چهار جلدی بیدل را در مطبعه معارف در میانه سال های ۴ -۱۳۴۱خورشیدی تصحیح و مقابله کرد بی آن که بسیاری امروز بدانند که مصحح اصلی کلیات بیدل او بوده است و بگذریم از فشارها و مشکلات این کار و شخص خود او. چندی پیش کتابی با عنوان »«مولانا خسته؛ از دیدگاه معاصرین و دوستان» به سرمایه اکادمی علوم افغانستان منتشر شده است که در آن دوستان و همروزگاران مولانا، به بیان خاطرات خویش از ایشان پرداخته بودند. گذشته از چندی و چونی خاطرات که چیز دندانگیری ندارد، مطلب ارزنده انتشار خاطرات شخصی مولانا به قلم خود ایشان است. در این نوشته، مولانا به صراحت از تصحیح کلیات بیدل و موانع و مشکلات سر راه خویش پرده برداشته است. 

چند روزی است که هرات آمدم و از اخبار دنیا چیزی نشنیدم تا از یکی از دوستانم خبر درگذشت استاد ایرج افشار را که ای کاش می بود و حالا نمی رفت که بس غنیمت بود. گاهی به او می اندیشیدم و چگونگی استفاده از وقت و زمان توسط ایشان. و باید از او آموخت استفاده از فرصت ها را.

یکی دو بار مشهد آمد و از نزدیک دیدیم و پای صحبت هایش نشستیم  و یاد گرفتیم. یاد آن محقق بزرگ و نسخه شناس و کتابدار یگانه گرامی باد.

ایرج افشار و پدرش محمود افشار شیفته افغانستان بودند. سفرهای زیادی به این کشور داشتند و پیرامون این کشور شاید بیش از دیگران نوشتند. از افغان نامه ای که پدر نوشت شروع کنیم و بیاییم تا همین اواخر  که ارمغان بدخشان, ضرب المثل های دری افغانستان, دیوان قبولی هروی, جغرافیای تاریخی بلخ  و... در بنیاد موقوفات افشار منتشر شد. دکتر ایرج افشار دیوان صوفی محمد هروی را تصحیح کرد, مقدمه ای ارزشمند بر تاریخ هرات منسوب به عبدالرحمان فامی نگاشت و ده ها مقاله و کتاب ارزشمند دیگر.

خوشا به این پدر و فرزند که با این که دیگر نیستند اما همواره زنده اند و پیش چشم مایند و به راستی که گر فرزند باید, باید به سان ایرج.

روان هر دو شاد باد