چند روزی است که هرات آمدم و از اخبار دنیا چیزی نشنیدم تا از یکی از دوستانم خبر درگذشت استاد ایرج افشار را که ای کاش می بود و حالا نمی رفت که بس غنیمت بود. گاهی به او می اندیشیدم و چگونگی استفاده از وقت و زمان توسط ایشان. و باید از او آموخت استفاده از فرصت ها را.

یکی دو بار مشهد آمد و از نزدیک دیدیم و پای صحبت هایش نشستیم  و یاد گرفتیم. یاد آن محقق بزرگ و نسخه شناس و کتابدار یگانه گرامی باد.

ایرج افشار و پدرش محمود افشار شیفته افغانستان بودند. سفرهای زیادی به این کشور داشتند و پیرامون این کشور شاید بیش از دیگران نوشتند. از افغان نامه ای که پدر نوشت شروع کنیم و بیاییم تا همین اواخر  که ارمغان بدخشان, ضرب المثل های دری افغانستان, دیوان قبولی هروی, جغرافیای تاریخی بلخ  و... در بنیاد موقوفات افشار منتشر شد. دکتر ایرج افشار دیوان صوفی محمد هروی را تصحیح کرد, مقدمه ای ارزشمند بر تاریخ هرات منسوب به عبدالرحمان فامی نگاشت و ده ها مقاله و کتاب ارزشمند دیگر.

خوشا به این پدر و فرزند که با این که دیگر نیستند اما همواره زنده اند و پیش چشم مایند و به راستی که گر فرزند باید, باید به سان ایرج.

روان هر دو شاد باد