خلیلی یا اقبال؟
یکی از خوبیهای دانشکده و دانشگاه ما این هست که در آن کتابخانه فرهیختگانی چون احمد گلچین معانی، غلامحسین یوسفی، رکنالدین همایون فرخ، کاظم مدیرشانهچی و ... نگهداری میشود. کتابهایی که بیشتر آنها توسط مولفان اهدا شده که یادداشتی کوچک اما پر از مهر بر یکی از صفحات آغازین کتاب یاد و خاطره آن محبتها و صمیمیتهاست. از طرفی یادداشتهای کسانی مثل گلچین معانی و همایون فرخ بر حواشی صفحات کتاب نیز بسیار ارزشمند است.(دکتر غلامحسین یوسفی از حاشیه نوشتن به کتاب خوشش نمیآمده و شاگردانش را نیز به شدت از این کار نهی میکرده است).
باری امروز سر در کتب گلچین معانی داشتم که ناگاه یک کتاب کوچک و کم قطر از استاد خلیلالله خلیلی به دستم افتاد. کتاب حاوی چند ده رباعی استاد به همراه مجموعه سخنرانیها و سرودههای استاد و میزبانان ایشان در سفری که در 1336خورشیدی به ایران داشتند، بود. این مجموعه به کوشش شخصی به نام امیدوار هراتی به نشر رسیده بود.
در صفحه گمان میکنم دوم کتاب بود که استاد خلیلی با دستخط زیبای خویش و
نثری زیباتر در دو سه سطر کتاب را به گلچین معانی تقدیم کرده بودند.
درست کمی پایینتر یادداشتی با قلم گلچین معانی به چشم میخورد که از مرگ استاد خلیلی به نقل از رادیو بیبیسی در شامگاه 14 اردیبهشت 1366 خورشیدی با درد و دریغ یاد کرده بود. و کمی پایینتر از این یادداشت دوباره یادداشتی از گلچین و این بار خبر مرگ استاد از قلم عارف نوشاهی و به نقل از مجله آینده. یادداشتها به گمان من نشانگر محبت زیاد میان این دو فرهیخته بود.
این یادداشتها مرا لحظاتی از خود برد. حس عجیبی به من دست داده بود اما به یکباره متوجه شدم که امروز از اتفاق نیز 14 ثور یا اردیبهشت است و سالروز درگذشت استاد خلیلی. و چه راحت من که نفهمیدم هیچ که دولت و ملت ما نیز آگاه نشدند.
خلیلی به اعتقاد بسیاری از پژوهشگران، اشعر شعرای افغانستان است و این گونه از کنار او گذشتن چیزی جز ستم به فرهنگ و ادبیات کشور تعبیر نخواهد شد. آفای رهین اگر برای اقبال1 مجلس یادبود نگیرد ضمن آن که هیچ کسی از ایشان گلایه نخواهد کرد هستند نهادهایی چون اقبال اکادمی و مرکز تحقیقات فارسی ایران و پاکستان و ... که غم اقبال را بخورند. تنها خلیلی و امثالهم هستند که در این کشور بیکس ماندهاند.
یادداشت:
چند روز پیش در کابل به یادبود علامه اقبال لاهوری همایشی برگزار شده است.
حیرت آیینهام بیدل تماشا کردنیست