یکی از مشکلات پژوهش‌های ما این طرفی‌ها شیفتگی بیش از حد به قلمرو کاری ماست. درست است که به سوی پژوهش باید به علاقه رفت و به شوق نگریست تا دستاوردی تواند داشته باشد اما این هرگز به معنی آن نخواهد بود که جایگاه حقیقی تحقیق خویش را نشناسیم چه تحقیق به معنی به حقیقت رسیدن است اما افسوس ...

 مثالی عرض می‌کنم مدتی پیش در پی پرسشی که در ذهن خارخاری داشت به سراغ برخی آثار ملا حسین واعظ کاشفی(د. 910ق.) مفسر و منشی پرکار قرن نهم رفتم. هر چند پیش از این توجه، این نویسنده، یا بهتر است واعظ بخوانیمش نام بلند و جایگاهی بالا در چشم من از طریق نوشته‌های دیگران نداشت اما هنوز تردید داشتم با خواندن برخی از آثارش این دیدگاه برای من اندکی تثبیت شد. از مطلبم دور افتادم، مراد این بود که با مراجعه به هر اثر این واعظ، مصحح اثر، آن نوشته ملا حسین واعظ را برترین اثر او و یا بهترین اثر در گستره موضوعی آن قلمداد کرده بود در حالی که کلا و حاشا اگر چنین بود و باشد. ملا حسین مثالی بیش نبود حقیقت این است که بسیاری از آثار پژوهشی ما به این درد مبتلا هستند.