استقبال و نظیره‌گویی یکی از علاقه‌مندی‌های شاعران ما بوده است. نورالدین عبدالرحمان جامی(د. 898ق.) را غزلی است با مطلع:

معلم گو مده تعلیم بیداد آن پری رو را     که جز خوی نکو لایق نباشد روی نیکو را

اینک چند شاعر دیگر و مطلع‌های غزل‌هایشان که به استقبال این غزل رفته‌اند.

بساطی:

به زنجیر از چه می‌دارد رقیب آن سرو دلجو را     مرا زنجیر می‌باید که من دیوانه‌ام او را

آهی:

سگش را یار خواندم زد گره از چشم ابرو را     من مسکین چه دانم آدمی پنداشتم او را

حیرتی:

مه من شام عید از گوشه‌ای ننمود ابرو را     فلک چندین چراغ افروخت تا پیدا کند او را

میرهادی مشهدی:

به آب زر نشانی هست تیغ آن جفاجو را     که خون هر که را ریزد نپرسد هیچ کس او را

قاسم کاهی:

مصور تا به صورت کرد نسبت آن پری رو را     نمی‌خواهم که بر دیوار بینم صورت او را

سلطان محمد فخری:

درون دیده خواهم جا، سگان آن پری رو را     که من بسیار به می‌دانم از مردم سگ او را

نهانی شیرازی:

شدم دیوانه تا در خواب دیدم آن پری رو را     چه باشد حال اگر بیند به بیداری کسی او را