در واقعه دید که در جامع اردبیل شمعی بزرگ، افروخته در دست دارد که شعاع نور آن تمام مسجد را احاطه کرده است و مشاهده نمود که جمعی کثیر بر او گرد آمده‌اند، هر یک شمعی به فراخور حال  خویش در دست دارند و یکان یکان می‌آمدند و شمع خود را از شمع سید روشن می‌کردند. چون واقعه مزبور را معین‌الدین علی ابن نصیر التبریزی(د. 837ق.) به مراد خویش شیخ صدرالدین اردبیلی بگفت او را قاسم الانوار لقب داد و مشهور به آن شد. قاسم انوار صوفی و شاعر مشهور اواخر سده هشتم و اوایل نهم قمری بیشتر عمر خویش را در هرات به سر برد و سر انجام علی رغم میل باطنی مجبور به ترک این شهر شد که مریدان و طرفداران زیادی برای خود در آنجا به هم زده بود. او را بایسنغر در واقعه کارد خوردن شاهرخ به سال 830ق. شریک جرم دانست و نفی بلدش کرد. در هنگام عزیمت از هرات به سمرقند سرود:

نمی‌دانم چه افتادست قسمت از قدر ما را

کزین درگاه می‌رانند دایم دربدر ما را