بوی جوی مولیان در مشهد
دیروز سه شنبه بوی جوی مولیان این بار از مشهد می آمد. دیروز درین شهر بوی پدر شعر فارسی بود بله یادی از رودکی بود. به مناسبت ۱۱۵۰ مین سال تولد او .
دو روز نخست این همایش بزرگ بین المللی در تهران برگزار شده بود و آن چنان که در کلیپ یا نماهگی که در ابتدای همایش نمایش داده شد دوستان ایرانی ریخت و پاش زیادی نیز کرده بودند.
استاد رودکی در ۳۲۹ هجری در روستای رودک از توابع سمرقند وفات نمود و از غرایب اتفاقات در همین سال فردوسی بزرگ در طوس زاده شد و به نظر رسید که دوستان ایرانی برنامه نکوداشت فردوسی در ایران را طوری برنامه ریخته بودند که دقیقا روز سوم به سوم دی یا جدی بخورد، چه این روز مطابق گفته استاد یاحقی که در همایش صحبت کردند بنا به اصح روایات زادروز فردوسی پاسدار زبان پارسی بود و به همین جهت هم بود که همایش در پارک علم و فناوری که نزدیک طوس قدیم و آرامگاه سراینده بزرگترین اثر حماسی ما است برگزار گردیده بود.
از تاجیکستان تقریبا گروهی چهل نفری به این همایش دعوت شده بودند و یک گروه موسیقی مشهور به آواز خوانی پرداختند و بسیار زیبا هم اجرا کردند که دست های همه ما از فرط کف زدن واقعا به درد آمد. چیزی که خیلی خوشم آمد این بود که خوانند تاجیک می فهمید که چگونه شروع کند و چی بگوید و چی بخواند چیزی که متاسفانه بهترین آواز خوانان ما با وجود بهره مند بودن ازهنر والا و حنجره طلا از آن محرومند. آخرین بیتی که شادیف با فریاد خواند و درست به هدف زد این بیت زیبا از لایق شیر علی شاعر بلند آوازه تاجیک بود:
تاجیک و ایرانی و افغان چرا؟ ما درین دنیا، که از یک مادریم
ناگفته نماند که دختران یک مدرسه راهنمایی هم سرودی بسیار زیبا هم نواختند و هم خواندند. اینکه در بیان کیفیت سرود ایشان کم در می پیچم دلیلی دیگر ندارد جز اینکه از ایرانی ها کم از این هم انتظار نمی رفت و باید چنین می بود.
از افغانستان بر طبق جست و جو هایی که کردم دو نفر درین همایش حضور داشتند که یکی آقای دکتر عبدالغفور آرزو مشاور وزارت امور خارجه و دیگر آقای دکتر عبدالغنی برزین مهر استاد دانشگاه بلخ بودند. چشمم به جمال آقای آرزو که اصلا نیفتاد ایشان پس از حضور در برنامه های تهران که گویا به منزله رفع تکلیفی برای ایشان بوده با وصف اینکه با مهمانان به مشهد آمده بودند در همایش شرکت ننمودند و فقط به زیارت جناب دکتر برزین مهر موفق شدیم.
پس از سخنرانی های مقامات ایران در ابتدای همایش در بخش دوم که به نام بخش علمی بود و هرگز علمی نبود به ترتیب از ایران، افغانستان، تاجیکستان و ترکیه میهمانان به سخنرانی پرداختند. صحبت های دکتر برزین مهر خوب بود و یک شوخی هم در ابتدای صحبت ها کرد و آن این بود« که حرف نو گفتن راجع به رودکی کمی زور می خواهد» که حاضرین را این اعتراف صریح و در عین حال راست و صواب اندکی خوش آمد.
هر چه نباشد گمان می کنم حرکاتی ازین دست که درین چند سال از سوی سه کشور پارسی زبان صرف از نظر از چند و چون این حرکت ها آغاز شده، پارسی زبانان و پارسی گویان را به نزدیکی و تقریب بیشتر سوق می دهد. از جمله به برخی از ایرانی های عزیز که پیشتر ازین گمان می کردند افغانستانی ها اصلا فارسی نمی گویند، با دیدن تک و توکی افغانستانی درین همایش ها شاید اندک اندک به تصحیح برداشت ها بپردازند. چیزی که شادم نمود و شاید باعث خوشی شما نیز گردد این بود که در بروشور هایی که در بسته های ویژه ی همایش توزیع شد مطلبی راجع به افغانستان بود که دوستان ایرانی ما کمتر و شاید هم هرگز ندیده اند و من عینا آنرا اینجا برایتان نقل می کنم :
این همایش فرصتی است برای نزدیکی بیشتر فرهنگ ها و به گفته ی دکتر رنگین دادفر سپنتا، وزیر امور خارجه ی کشور دوست و همسایه، افغانستان در بزرگداشت رودکی در هرات:
«حالا که واقعیت چنین است و مشترکات ما نیز فراوان اند، باید ازین فرصت ها برای نزدیکی باشندگان این دیاران و فراهم آوری زمینه های مشخص و ایجاد مناطق متحد، بهره گیری کرد. ایجاد مناطق متحد ممکن نخواهد مگر اینکه ما هم در خانه هایمان در پی تحقق وحدت در تنوع باشیم و این تنوع را پیش شرط جهانی با کثرت فرهنگی بدانیم.»
حیرت آیینهام بیدل تماشا کردنیست