نوایی؛ فرهنگ دوست اما حسود
امیر
علیشیر نوایی(د906ق.)در اوانی که وزیر سلطان حسین بایقرا(د911ق.) بود، از خواجه
قوامالدین نظامالملک خوافی دیگر وزیر این دربار هیچ خوشش نمیآمد. چوب این تضاد
و تعارض طبیعتأ اصحاب خواجه را نیز نوازشکی میداد. مثلاً در تذکره مجالسالنفایس،
امیر از معینالدین محمد زمچی اسفزاری، مؤرخ و مترسّل شهیر دوره تیموری که از یاران خواجه بوده با این تخفیف و خوارداشت یاد کرده است:
ملا نامی از ولایت سبزوار است و بانشاء و خط تعلیق شهرت تمام دارد، اما در انشاء او را هیچ منشی پسند نمیکند بتخصیص مولانا عبدالواسع و در خط تعلیق او را هیچ خوشنویس قبول ندارد خصوصاً شیخ عبدالله دیوانه و خواجه غیاثالدین دهدار نیز که در مجلس حضرت پادشاه از روی ندیمی مردم را بسیار تقلید کرده و میکند، و مولانا را گفته است که در محل سخنکردن ظاهراً صابون میخواید که مغرابه از دهان او میرود و تکلمش را چنان تقلید میکند که اهل ادراک همه بسیار تعریف میکنند، این مطلع از اوست:
لافد ز خطا نافه زهی بی سر و پائی
غماز سیه باطن مادر بخطائی
اما سر انجام امیر علیشیر و خواجه:
سعایت و بدگویی امیر از خواجه
عاقبت نتیجه داد و سلطان دستور داد خواجه را به همراه دو فرزندش به سال 903ق. در
قلعه هرات پوست بکنند.
آرامگاه خواجه خوافی در کنار محدث بزرگ هرات ابوالولید آزادانی است.
آرامگاه خواجه خوافی در کنار محدث بزرگ هرات ابوالولید آزادانی است.
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳۸۸/۰۹/۰۸ ساعت 23:43 توسط خلیل الله افضلی
|
حیرت آیینهام بیدل تماشا کردنیست